حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

640

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

فاطميان و روميان و جز آنها بود و نيز مخارجى كه براى آزادى اسيران ميكرد با مصارف استقبال سفيران و فرستادگان شاهان و اميران و آن هدايا كه بايشان ميبايست داد . نگفته پيداست كه در كار دريافت خراج و فراهم آوردن مالى كه ببغداد ميرسيد بىاعتدالىها ميشد . احمد بن مدبر كه در ايام متوكل خراجگير مصر بود بر مراتع ، خراج بست و آن را " ماليات چرا " نام داد و هم از شكار نيل و دريا خراج گرفت كه " ماليات شكار " نام يافت . و اين خراجهاى تازه كه بيرون از مرسوم قديم نهاد بنام " مرافق و معاون " شهره شد . ابن مدبر از مجموع خراج چيزى ببغداد ميداد و باقى را در مصر مصرف ميكرد و از رفتار بد او درآمد ولايت كه بدوران عمرو بن عاص 000 / 200 / 1 و بدوران عبد الله سعدابى سرح عامل عثمان 000 / 400 / 1 دينار بود و بدوران ابن طولون به 000 / 300 / 4 رسيد تنها 000 / 800 دينار بود . بگفته مقريزى بدوران اخشيد خراج مصر 000 / 000 / 2 دينار بود و اين بجز درآمد املاك خاص بود . اخشيد نخستين كس بود كه براى مستحقان مستمرى معين كرد كه مجموع آن سالانه 5000 دينار بود . بدوران كافور خراج ولايت به 000 / 000 / 4 دينار رسيد و او با همه كوششى كه در آبادى مصر كرد نام خود را بسكه نزد و بر همه سكه‌ها نام خليفهء بغداد بود . بسال 362 معز فاطمى بفرمود تا خراج ولايت را بنسق نو درآرند و همه را يكنواخت و يك جا كنند و از مراقبت‌ها كه ميشد درآمد فرونى گرفت و رونقى در كار دارايى پديد آمد . قضا بدوران دوم عباسى كه ايام ضعف بود ، سياست در قضا بيشتر دخالت ميكرد و غالبا مردم پرهيزكار از بيم دخالت نارواى خليفگان از قبول آن سر باز ميزدند . از